حاج مصورالملکی اصفهانی

محمدحسین مصورالملکی معروف به حاج مصورالملکی (۱۲۶۸–۱۳۴۸. ش) طراح، نقاش، نگارگر، تذهیبکار، قلمدانساز و شاعر بلندآوازهٔ اصفهانی بود که در نقاشی و مینیاتور به اوج کمال رسید. حاج مصورالملکی به شیوههای مختلف نقاشی آشنایی کامل داشت. علاوه بر مینیاتور و طراحی و قلمگیری و تشعیر و تذهیب، تابلوهای رنگ روغن و نقشههای بسیار زیبای فرش هم میساخت. او حاج میرزا آقا امامی را پیشکسوت و هنرمند واقعی دانسته و مینیاتورهای رستم شیرازی و محمود فرشچیان را ستوده است.[۱]
مصورالملکی از اولین مرمت کنندگان نقاشیهای چهلستون در دهه ۲۰ شمسی بود و گفته میشود که وی تنها بر روی تابلوهای بالای طره در تالار اصلی کار کرده است.[۲]
تاریخ هنر ایران، شاهد ظهور هنرمندان بزرگی است که هر یک نقش خاصی در پیشبرد و تحولات هنر این سزرمین و تمدن کهن آن داشتهاند. حاج مصور الملکی یکی از آنهاست. او زمانی پا به عرصه هنر نهاد که مکتب هنر نگارگری ایرانی راه سقوط را میپیمود و فرنگیسازی که در عهد صفویه آغاز شده و با قاجاریه گسترش یافته بود، عرصههای مختلف زندگی، بهویژه دربار و بخشی از زندگی روزمره مردم را دربرگرفته بود.[۳]
با نفوذ فرنگیسازی، ابعاد نگارگری ایرانی که سرشار از اصول و مبانی خاص و مشحون از رازها و رمزهایی بود که با ساماندهی رنگ نقش و تصویر، طبیعت و خیال تحقق مییافت، مورد تجدیدنظر قرار گرفت و کمابیش زبان و بیان فرنگی، رنگهای چرک، قلمگیری بدون ابهام، هنر غرب و حتی موضوعاتی متفاوت پا به صحنه گذاشت. مصور الملکی زمانی پا به عرصه نقاشی نهاد که به قول خودش، دوباره توجه به دنیای نگارگری و زیباشناسی آن رواج یافته بود؛ اما مصور الملکی، در پی ساماندادن سبک خاص و فردی خود بود.[۴]
شخصیت هنری او، ترکیبی از وفاداری به میراث فرهنگی، هنری و ملیمذهبی ایرانی یا نوعی توجه به فنون هنری مغربزمین و دلسپاری به نگارگری خیالانگیز سراسر تاریخ هنر ایرانی، همراه با تقلید از طبیعت و واقعیت بود. خداوند توان و اراده خاصی به حاجمصورالملکی عنایت کرده و شاید گوشهای از صفت خلاقیت خود را به او هدیه کرده بود؛ چون حاج مصور الملکی فیالبداهه کار میکرد و در تمام لحظات میتوانست تصویر خلق کند.[۵]
تبار
[ویرایش]او در یک خانواده هنرمند به دنیا آمد و ریشهٔ این هنر موروثی در خانوادهٔ وی تا دورهٔ صفوی دنبال میشود. او فرزند محمد حسن نقاش و نوهٔ زینالعابدین نقاش و نبیرهٔ محمد کریم نقاش بود. اما مقام هنری هیچکدام از آنان به درجهٔ استادی حاج مصور الملکی نمیرسد.[۲]
زندگی نامهٔ مصور الملکی
[ویرایش]محمدحسین مصورالملکی در سال ۱۲۶۹ شمسی در اصفهان متولد شد. پانزده ساله بود که جنگ بین مشروطهخواهان و طرفداران استبداد رخ داد و اصفهان دچار هرج و مرج و ناامنی شد و در همین زمان پدر خود را از دست داد و ناگزیر مسئولیت خانواده را بر دوشش افتاد و کار پدر را در ساختن قلمدان دنبال کرد تا مخارج زندگی خانواده را تأمین کند. سپس به تذهیب و نقاشی رنگ و روغن پرداخت.
جدادش پشتدرپشت نقاش بودند. پدرش گاه به مزاح میگفت توی رگهای ما خون نیست، رنگ است و معتقد بود دنیا جز ترکیب رنگ نیست.[۶]
مصورالملکی به این نتیجه رسید که اگر بخواهد هنرمندی ویژه شود، باید با تجربه های هنریِ غرب نیز آشنا شود.[۷] در ابتدای سلطنت رضا شاه از طریق روسیه، لهستان و بلژیک، به پاریس رفت و مدت شش ماه در فرانسه اقامت نمود. در آنجا با آرتور پوپ (که در این زمان مشغول نگارش کتاب معروفش دربارهٔ هنر ایران بود) و همسرش آشنا شد. آرتور پوپ از او تقاضا نمود در تصویرسازی کتابش او را یاری دهد. مصورالملکی هم پذیرفت و هر روز ساعتها به این کار اشتغال داشت. از این رو هنگام بازگشت به ایران حس میکرد راه خود را یافته است.[۱]
مصورالملکی در گرته برداری، طراحی، نقاشی و باز اجراییِ نقوشِ ایرانی، که بخش های تصویریِ کتاب های آرتور پوپ بودند، نقشِ مهمی داشت. او در 38 سالگی در بسیاری از تکنیک های طراحی و نقاشی و دسته های نقاشی و صنایع دستی و قالی، چیره دست شده بود. راز موفقیت او در تسلط کامل بر طراحی بود. او طراحی را هنری مستقل می دانست و این نظر در ایران، سخنی تازه بود. او سال 1958 میلادی مدال طلای نمایشگاه بین المللی بروکسل را دریافت کرد. مدال طلای تاجگذاری جرج پنجم و ملکه انگلستان را نیز دریافت کرد. روزولت (رییس جمهور امریکا) وینیستون چرچیل (نخست وزیرِ انگلستان)، چیانک کای شک (رییس جمهورِ چین)، از جمله سران کشورهایی بودند که هنر او را ستوده اند. همچنین، 20 اردیبهشت 1349 خورشیدی دکترای افتخاری دریافت کرد. نشریه سازمان یونسکو ـ که برای نخستین بار، مصورالملکی را به جامعه هنری اروپا معرفی کرد ـ نوشته است: «او بزرگترین نقاش ایران است؛ اگر شهرتش به غرب راه نیافته، بدان خاطر است که مصورالملکی دلبسته زادگاه خویش، اصفهان است و کمتر از این شهر قدم بیرون گذاشته است».[۷]
مصورالملکی حدود سال 1331 خورشیدی در مدرسه اُرت کلیمی ها و سپس در کالج انگلیسی اصفهان و نیز در هنرستانِ هنرهای زیبای اصفهان به آموزش نقاشی و نگارگری پرداخت. از شاگردان او: یرواند نهاپتیان، یسایی شاجانیان، شکرالله صنیع زاده، محمدتقی ذوفن، امیر هوشنگ جزی زاده و بسیاری دیگر بودند که حتی برخی از آنها غیر ایرانی (امریکایی، ژاپنی و...) بودند. ولی با وجود آن که هنرمندی چیره دست و نامدار بود، به خوبی نمی توانست هنرش را آموزش دهد و بیشتر به صورت شفاهی راهنمایی می کرد؛ شاید دست راستش که بر اثر سانحه ای، کم توان شده بود، دلیلی بر این ماجرا بوده.[۷]
حاجمصورالملکی به شیوههای مختلف نقاشی آشنایی کامل داشت. علاوهبر مینیاتور، طراحی، قلمگیری، تشعیر و تذهیب تابلوهای رنگروغن و نقاشیهای بسیار زیبای فرش هم میساخت. او هنگامی که مشغول تهیه و پخت روغن کمان یکی از ملزومات نقاشیاش بود، دچار سوختگی و براثر آن به لرزش دست دچار شد که تا آخر عمر آزارش میداد. بعد از مدتی استاد سکته کرد و دست راستش فلج شد. ده سال بعد در تاریخ 24دی ماه 1346 شمسی بدرود حیات گفت و در تختفولاد اصفهان دفن شد.[۸]
آثار
[ویرایش]
از حاج مصورالملکی تابلوهای متعددی برجای مانده است اما او خود از میان همهٔ آثارش، به تابلو تخت جمشید عشق میورزید. او با این تابلو در نمایشگاه جهانی بروکسل برنده شد و جایزه گرفت.[۲] او برای ترسیم این تابلو نفیس و بینظیر، سالها به تماشا و کاوش پرداخت و از دانستنیهای دو باستانشناس و حفار معروف در تخت جمشید به نامهای «مستر ریچاردز» و «هرتسفلد» آلمانی استفاده کرد. او علاوه بر ساختمان معظم تخت جمشید، چهار هزار چهره در این تابلو به تصویر کشیده است. خود او معتقد است فرق میان کاخ تخت جمشید و تابلو او در این است که: «آن ویران شده ولی این سالم است». همان زمان خواستند تابلو را به مبلغ ده میلیون تومان خریداری نمایند ولی او با وجود بضاعت کم، از فروش آن خودداری کرد و به فرزندانش نیز وصیت نمود که از آنجایی که این اثر هنری دارای ارزش ملی است آن را عزیز بدارند و به فروش نرسانند. او میگفت: «جهت به تصویر کشیدن این تابلو به مرحلهای رسیدم که تمام ذهنم انباشته از تخت جمشید بود. حتی قدمهای سنگین سربازان جاویدان را روی سنگفرشها میشنیدم. ارابهها را با چرخهای زمخت و کوچکشان که در حرکت بودند و طنین سم اسبها را که در هیاهوی ارابهها محو میشد؛ میشنیدم، در چشمانداز آپادانا، باغهایی را که در متن کم رنگ و غبارآلود، به چشم میخورد، همه را حس میکردم.»[۱]
از تابلوهای معروف دیگر او، صحنهٔ جنگ بینالملل دوم است که جنبهٔ جهانی دارد.
از آثار معروف و ارزندهٔ دیگرش، تابلوهای نفیس زیر را میتوان نام برد:
- تابلو سعدی (با مضمون «در حال که من این سخن بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت»)
- تابلو چوگان بازی در میدان نقش جهان
- تابلوی شیخ صنعان و دختر ترسا
- تابلو بنای کاخ چهلستون و مجلس پذیرایی شاه عباس از ولی محمدخان فرمانروای ترکستان
- تابلو صلح حیوانات که از کارهای آخر اوست
و بسیاری تابلوهای دیگر[۱]
شعر
[ویرایش]ایشان ، طبع شعر هم داشتند و این قطعه را بر وزن اشعار حماسی حکیم ابوالقاسم فردوسی جهت تابلو جنگ نادر و محمد شاه هندی سروده است:[۱]
چو کافور گون شد شبه موی من | ز غم تاخت پیری سپه سوی من | |
سپاهی ز اندیشه کردم روان | سوی نادر و جنگ هندوستان | |
چو پشت من از بار پیری شکست | قلم بر گرفتم به پیری به دست | |
بر این جنگ نادر به پرداختم | به پیری همه جنگ را ساختم | |
به پیری سر من سر جنگ داشت | جوان بود و بر جنگ آهنگ داشت | |
بسی رنج بردم بر این کار من | که نامم بماند بر این انجمن | |
شود پاک چون نقشم از روزگار | همین نقش ماند ز من یادگار | |
پس از من نظر هر که کردی بر این | کند بر روانم هزار آفرین |
درگذشت
[ویرایش]حاج مصور الملکی هنگامی که مشغول تهیه و پختن «روغن کمان»، یکی از ملزومات نقاشیاش بود دچار سوختگی شد و بر اثر آن به لرزش دست دچار گردید که تا آخر عمرش او را آزار میداد. بعد از مدتی استاد دچار سکته شد و دست راست او فلج گردید.[۱]
محمد حسین مصورالملکی در 24 دی 1356 خورشیدی (صفر 1398 قمری / ژانویه 1978 میلادی) درگذشت و در گورستان تخت فولاد (تکیه لسان الارض) به خاک سپرده شد.[۷]
خانه حاج مصورالملکی
[ویرایش]خانه حاج مصورالملکی که محل سکونت و زندگی او بوده از خانههای قدیمی و دیدنی اصفهان بهشمار میآید که در خیابان آیت اله کاشانی، کوی محله نو در شهر اصفهان قرار دارد و خاطره این هنرمند را زنده میکند.[۹]
این خانه شامل فضاهای متنوع و زیبائی است که در چهار سوی به حیاط مستطیل شکل قرار گرفته است. در ابتدای ورود به خانه جبهه جنوب شرقی بنا پایدار میگردد. این جبهه شامل تالاری است که شاهنشین آن به ارتفاع دو طبقه در میانه دو اتاق گوشوار قرار گرفته است. این تالار با تزئینات گچبری رنگی، آینه کاری و مقرنس، زیباترین فضای خانه است. در گوشه جنوبی خانه حوضخانهای به شکل صلیب به ارتفاع دو طبقه قرار دارد. در میانه این حوضخانه حوضی ۸ گوشه قرار دارد و بر فراز آن نورگیر زیبائی تعبیه شده است. این حوضخانه با تزئینات متنوع گچبری و مقرنس، به زیبائی بنا میافزاید.[۱۰]
در شمال غربی خانه مجموعه دیگری است که شامل تالاری کم ارتفاع و شاهنشینی زیبا و مهتابی وسیعی در طبقه دوم با ایوانی کم عمق و ستوندار در انتهای این مهتابی میباشد. جبهههای شمال شرقی و جنوب غربی خانه نیز دارای یک تالار در وسط و دو اتاق سه دری در طرفین میباشند. نماهای پیرامون حیاط شامل تزئینات آجرکاری در بالا و ازاره سنگی حجاری شده در پائین دیوارها هستند. ورودی اصلی خانه دارای سردر و هشتی مشترک با خانههای مجاور است که پس از عبور از دو دالان به حیاط مرتبط میشود در مقابل تالار جبهه جنوب شرقی حوض بزرگی وجود دارد که از سنگ ساخته شده است.[۱۰]
علاوه برآنکه خانه مصورالملکی موزهای از صنایع دستی است و با آینه کاریها، پنجرههای آلتبری و شیشههای رنگین دم طاووسی، نقاشیهای دیواری و درهای مزین از شاهکارهای هنری دوران قاجار بهشمار میرود.[۹]
چگونگی زیستن وی
[ویرایش]وقار و سکوت دائمی این هنرمند، انسان را بیاختیار مجذوب خود میکند؛ بدون اینکه آدم جرئت نزدیکشدن به حریم آرامش و صفای اورا داشته باشد؛ ولی درست عکس این احساس در باطن او جلوهگر است؛ بدین معنی که اگر به او نزدیک شوید و سؤالی بپرسید، با خوشرویی و آرامش مطلقی شما را میپذیرد.[۱۱]
هنوز غنچه شخصیتیاش نشکفته بود که نسیم زودرس به سراغ او آمد؛ نسیمی که ابتدا آرام و شادیبخش و روح نواز بود و بعد هرچه غنچه شکوفاتر میشد، نسیم توفانیتر و حادتر؛ تا جایی که سراسر وجودش مبدل به توفان و در این شور و هیجان محو شد. این توفان هنری است که او لایقتر و مبرزترین نماینده آن است.[۱۲]
این هم یک نوع رئالیسم است؛ رئالیسمی که میکوشد افکار و مضامین جدیدتری را در قالبهای قدیم بریزد؛ قالبهایی که بهسوی نابودی است. حاجمصورالملکی به سهقاره اروپا، آسیا و آفریقا سفر کرده است.[۱۳]
بهجز نقاشی، استاد شعر را دوست میداشت و آواز را هم میپسندید. تاجاصفهانی به حاجمصورالملکی اینگونه میگویند که موسیقی و شعر و نقاشی سهبرادرند که پدرشان ذوق است، اولین برادر منم ودو برادر دیگر تو هستی.[۱۴]
نظر یونسکو
[ویرایش]گر شهرت مصور الملکی به غرب راه نیافته، بدان خاطر است که دلبستگی عجیبی به زادگاه خویش، اصفهان، دارد و کمتر از این شهر قدم به بیرون میگذارد. مطبوعات خارجی تاکنون فراوان درباره او اظهارنظر کردهاند.[۱۵]
ازجمله نشریه سازمان فرهنگی یونسکو نوشته است که اوبزرگترین نقاش ایران است ودر مقالهای که به معرفی استاد اختصاص داده، به تلاشهای او در زمینه خلق تابلو «تختجمشید» که یکی از ماندگارترین آثار هنری ایران است اشاره کرده و نوشته است: «او برای خلق تابلو تختجمشید، بارها 400 کیلومتر فاصله اصفهان تا تختجمشید راطی کرد، با وسواس و دقت روی خرابههای این شهر شاهانه، دانهدانه سنگها، ستونها وپلهها را معاینه کرد و سرانجام در ورای تختجمشید، در مرز تخیل خویش و واقعیت، مناظر تختجمشید مقصود خود را یافت و طرح تابلوی بزرگ خود را پیاده کرد.»[۱۶]
پانویس
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ حاج مصورالملکی؛ از نامآوران نگارگری ایرانی، هنرمند اصفهانی
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ نقاشان ایران
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ تمیزی، مهدی (۱۴۰۱). پری زنگنه، ویراستار. چهره های زنده رود (هنرمندان هنرهای تجسمی و صنایع دستی، آرمیده در تخت فولاد) [PORTRAITS OF ZENDEHROUD (Visual and Handicraft Artists)] (به فارسی، انگلیسی). تصویرگر: وحید شریفی، ترجمه به انگلیسی: نفیسه حاجاتی. اسپانه، با همکاری مجموعه تخت فولاد. ص. ۷۱. شابک ۹۷۸۶۲۲۶۳۹۱۳۳۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ خانه حاج مصورالملکی
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ خانههای قدیمی اصفهان
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
- ↑ «دُر تابان هنر اصفهان». اصفهان زیبا. دریافتشده در ۱۴۰۳-۱۱-۱۷.
منابع
[ویرایش]- چهره های زنده رود[۱] (هنرمندان هنرهای تجسمی و صنایع دستی، آرمیده در تخت فولاد)، مهدی تمیزی.
- «حاج مصور؛ مستندی به کارگردانی خسرو سینایی دربارهٔ حاج مصورالملکی، هنرمند اصفهانی». شبکه مستند سیما.
- «حاج مصورالملکی». سامانه شهرداری اصفهان. دریافتشده در ۲۷ مهر ۱۳۹۵.
- «خانه حاج مصور الملکی». صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. دریافتشده در ۲۷ مهر ۱۳۹۵.
- سینایی-با-حاج-مصور-به-شبکه-مستند-می-آید خسرو سینایی با حاج مصور به شبکه مستند میآید
- استاد حاج مصورالملکی
- حسین مصورالملکی (سیمای هنرمندان)
- حاج مصورالملکی
- ↑ «پرونده:چهره های زنده رود (هنرمندان هنرهای تجسمی و صنایع دستی، آرمیده در تخت فولاد) پژوهشگر و نویسنده مهدی تمیزی.jpg - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد». commons.wikimedia.org. ۲۰۲۳-۱۱-۲۲. دریافتشده در ۲۰۲۴-۱۲-۰۷.