حسینعلی میرزا فرمانفرما
حسینعلی میرزا فرمانفرما | |
---|---|
![]() | |
حکمران فارس | |
سلطنت | ۱۲۱۴ ه.ق - ۱۲۵۰ ه.ق |
زاده | ۳ سپتامبر ۱۷۸۹ ۱۲ ذی الحجه ۱۲۰۳ ه.ق قصبۀ نوا، لاریجان، استان مازندران |
درگذشته | ۲۲ ژوئیهٔ ۱۸۳۵ (۴۵ سال) ۲۶ ربیعالأول ۱۲۵۱ ه.ق (۳۱ تیر ۱۲۱۴) تهران، ایران |
آرامگاه | |
سلسله | قاجاریان |
پدر | فتحعلیشاه قاجار |
مادر | بدر جهان خانم |

حسینعلیمیرزا (۱۲ ذیالحجهٔ ۱۲۰۳ ه.ق/۳ سپتامبر ۱۷۸۹ م – ۲۶ ربیعالأول ۱۲۵۱ ه.ق/۲۲ ژوئیه ۱۸۳۵ م)[۱] نامدار به حسینعلیمیرزا فرمانفرما، از شاهزادگان قاجار و فرزند فتحعلیشاه و بدر جهان خانم عرب عامری بسطامی بود که در فاصلهٔ سالهای ۱۲۱۴ تا ۱۲۵۰ ه.ق حکومت ایالت فارس را برعهده داشت و از مدعیان تاج و تخت پس از فوت پدرش بهشمار میرفت.[۲]
ولیعهد فتحعلیشاه قاجار در ابتدا عباس میرزا بود. او در دوران ولایتعهد در یکی از عهدنامههایی که با روسیه به امضا رساند، مسئله موروثی شدن سلطنت در میان فرزندانش را بهعنوان یکی از بندهای عهدنامه گنجاند. از آنجا که او یک سال پیش از مرگ فتحعلیشاه (مهرماه ۱۲۱۳ خورشیدی) درگذشته بود، فتحعلیشاه برای اجرای مفاد عهدنامه، برخلاف مرسوم، محمد میرزا فرزند عباس میرزا یعنی نوه خودش را به ولایتعهد منصوب کرد و وی را به والیگری آذربایجان فرستاد. با مرگ فتحعلیشاه، بزرگترین پسر باقیماندهاش، حسینعلی میرزا فرمانفرما که والی فارس بود و بهلحاظ مرمت حرم احمد ابن موسی شاهچراغ، محبوبیتی نیز کسب کرده بود، داعیه پادشاهی نمود. محمدشاه، برادر کوچکتر (۱۷سالهاش) فیروز میرزا را به مقابله با قوای عمویش فرستاد که در این نبرد، قوای حسینعلی میرزا فرمانفرما شکست خورد و پایههای سلطنت محمدشاه ۱۷ ساله تحکیم گردید.
زندگی
[ویرایش]تبار
[ویرایش]احتمالاً قاجارها مغول، ترکمان و سلجوقی نبودهاند بلکه از ترکان غربی و خویشاوند نزدیک خزرها و قبچاقها و بلغارها و پچنگها بودهاند و در حدود سدهٔ هشتم میلادی با سایر طوایف ترک قفقاز جنوبی از آن سرزمین هجرت کردهاند. اینان نخست در حدود سدهٔ هشتم با سایر طوایف ترک قفقاز جنوبی از آن سرزمین هجرت کردهاند و سپس ۲۰۰ سال بعد از حمله مغول به ایران مجدداً به ایران برگشتهاند. صفویه آنها را از آذربایجان به مازندران و گرگان و مرکز ایران بردهاند و با افشارها و بیاتها و بایندرها بسیار نزدیک بوده و حتی شریک سرنوشت و شاید همسفر ایشان بودهاند.[۳] ایل قاجار یکی از هفت ایل اصلی ترکمان قزلباش بود که در زمان صفویه از آناتولی و شام به ایران مهاجرت کرده و شاه اسماعیل به یاری توان نظامی آنها، سلسلهٔ صفویه را بنیان نهاد.[۴]
تولد و کودکی
[ویرایش]حسینعلیمیرزا فرمانفرما، پسر پنجم فتحعلیشاه، در ۱۲ ذیالحجهٔ ۱۲۰۳ ه.ق/۳ سپتامبر ۱۷۸۹ م، مصادف با عید قربان در قصبۀ نوا، از توابع لاریجان در استان مازندران پای به گیتی نهاد.[۵][۶][۷] مادرش بدر جهان خانم عرب عامری بسطانی دختر محمدجعفر خان عرب عامری بسطامی بود که به فرمان آقامحمدخان قاجار به ازدواج فتحعلیشاه درآمده و نخستین همسر عقدی او بود.[۸] مادر بدر جهان خانم دختر امیراسماعیل خان خزیمه، امیر قائنات و جد بزرگ خاندان خزیمه علم است. بر این اساس، حسینعلیمیرزا فرمانفرما از طریق مادربزرگ مادری خود، با خاندان خزیمه علم خویشاوندی مییافت.
روایت خاوری شیرازی در کتاب تاریخ ذوالقرنین مربوط به ولادت فرمانفرما: «معزی الیه نیز درسنه یکهزار و دویست و سه در قصبه نوا از بطن صبیّه مرضیُه محمدجعفر خان عامری حاکم بسطام که بر افق سپهر اخضر برآید، به عالم شهود جلوه گر شد. چهری داشت که مهر منیر از تابش در تاب و ماه عالمگیر از التهابش در اضطراب بود. دایه روزگار از شیر لطافتش پرورش داده، مادر عهد در مهد طراوتش به استراحت نهاد. بیشابیه اغراق، مردم دیده در اول نظر بر جمال فرشته مثالش چون نجوم ثابته بر چرخ حیران شدی و از کثرت حیرانی چون گل میخ بر باب حربا در آفتاب و جوان در خواب بر جای خود خشک آمدی.»[۹]


ویژگیهای شخصیتی
[ویرایش]فرهنگ پروری
[ویرایش]حسینعلیمیرزا فرمانفرما را شاهزادهای علاقهمند به شعر و ادبیات دانستهاند و به تقلید از شیوۀ آقامحمدخان قاجار و فتحعلیشاه در توجه به اهل ادب، او نیز در شیراز اُدبای بسیاری را گردآورده بود و اسامی برخی از ایشان براساس مندرجات کتب و جُنگها عبارت است از ذوقی بسطامی، سالک یزدی، سلطان نوایی، شاهد فارسی، منعم شیرازی؛[۱۱] و انجمنهای بسیاری نیز در زمان حکومتش بر فارس در شهر شیراز دایر شدهاند همچون انجمن عالی به دست میرزا محمّدحسین کردستانی متخلص به عالی، انجمن بسمل به دست حاجی علیاکبر نوّاب شیرازی متخلص به بسمل شیرازی و انجمن سخنوران وصال به دست محمدشفیع شیرازی متخلص و مشهور به وصال شیرازی.[۱۲][۱۳]
شعر و شاعری
[ویرایش]منابع تاریخی دورۀ قاجار همچون اکسیر التواریخ،[۱۴] تذکرۀ انجمن خاقان،[۱۵] و جُنگ اشعار متأخرین، اشعار حسینعلیمیرزا فرمانفرما را منحصر به یک مفرد دانستهاند و تنها در تذکرۀ دلگشا ابیات متعددی از او نقل شده است؛[۱۶] اما علیرضا خزایی که گردآوردندۀ ابیات حسینعلیمیرزا فرمانفرما در یک مقاله است، شمار اشعار و ابیات شناخته شدۀ حسینعلیمیرزا فرمانفرما را شامل ۹ مفرد، یک رباعی و یک دوبیتی میداند که مشهورترین موارد از میان آنها عبارتاند از:[۱۷]
عبد گُنهکار سزاوار چیست؟ | لایق آتش زدن و سوختن |
در بر اهل نظر روی تو را نیست نظیر | فردی از دفتر خوبیست، ولی منتخب است |
همچنین تنها رباعی سروده شده توسط حسینعلیمیرزا فرمانفرما در مدح علی ابن ابیطالب، امام نخست شیعیان است که از دیگر اشعار مشهور او به حساب آمده و در برخی منابع نقل شده است:[۱۸]
ای شیر خدا، تو آگهی از دل ما | کز روز ازل هم تو سرشتی گل ما | |
با مهر خود آمیختهای آب و گِلم | مهر تو کجا برون رود از دل ما؟ |
فرزندان
[ویرایش]اسامی فرزندان حسینعلی میرزا فرمانفرما به قرار ذیل میباشد:[۱۹]
ردیف | نام | تولد/وفات | نام مادر | تصویر | توضیحات |
---|---|---|---|---|---|
۱ | رضاقلی میرزا | ۱۲۲۰ هجری قمری – ۱۲۷۹ ه.ق کرمانشاه | مادرش دختر «محمدقلی خان افشار»، بیگلربیگ ولایت ارومی آذربایجان بود. | ملقب به نایب الایاله - مؤلف کتاب سفرنامه رضاقلی میرزا | |
۲ | امامقلی میرزا | ۱۲۲۱–۱۲۷۰ هجری قمری | مادرش خواهر «یوسف خان تلیکه سری مازندرانی» بود. | ||
۳ | نجفقلی میرزا والی | ۱۲۲۲ هجری قمری – ۱۲۷۲ هجری قمری | مادرش یکی از شاهدختهای گرجی است. | ملقب و متخلص به والی | |
۴ | نصرالله میرزا | مادرش خواهر «یوسف خان تلیکه سری مازندرانی» بود. | حاکم شولستان ممسنی | ||
۵ | تیمور میرزا حسامالدوله | مادرش دختر «محمدقلی خان افشار»، بیگلربیگ ولایت ارومی آذربایجان بود. | با نوشابه خانم دختر شجاعالسلطنه ازدواج کرد. کتابی به نام بازنامه ناصری تالیف کرده است. صاحب چند فرزند بود، از جمله مغرور میرزا موثقالدوله | ||
۶ | شاهرخ میرزا | مادرش یکی از شاهدختهای گرجی است. | مدتی حاکم کاشان بود. با بیگم خانم دختر محمدقاسم خان ظهیرالدوله ازدواج کرد. صاحب پسری به نام جلالالدین میرزا شد که نوادگان او نام خانوادگی «جلالی قاجار» را انتخاب کردند. | ||
۷ | جهانگیر میرزا | حاکم داراب. | |||
۸ | اکبر میرزا | مادرش یکی از شاهدختهای گرجی است. | در جوانی فوت شد. | ||
۹ | کیخسرو میرزا سپهسالار | ؟ / ۱۲۷۰ هجری قمری | مادرش دختر «امیرگونه خان کرد زعفرانلو»، ایلخان مملکت خراسان و حاکم مرز خبوشان بود. | داماد شجاعالسلطنه. . از دختر شجاعالسلطنه صاحب پسری بود به نام جمالالدین میرزا که در شیراز به شازده جمالی شهرت داشت و اکنوت نیز گذر شازده جمالی به نام او در بافت تاریخی این شهر موجود است.[۲۰] | |
۱۰ | اسکندر میرزا | مادرش دختر «محمدقلی خان افشار»، بیگلربیگ ولایت ارومی آذربایجان بود. | |||
۱۱ | نادر میرزا | ۱۲۳۲ هجری قمری /؟ | مادرش خواهر «یوسف خان تلیکه سری مازندرانی» بود. | ||
۱۲ | محمدکاظم میرزا | مادرش از اهالی شیراز بود. | |||
۱۳ | محمد میرزا | مادرش دختر «محمدقلی خان افشار»، بیگلربیگ ولایت ارومی آذربایجان بود. | |||
۱۴ | کامران میرزا | ||||
۱۵ | سلطان ابراهیم میرزا | از نوادگان ایمانعلی سلطان ایل بیگی شاهسون بغدادی | |||
۱۶ | داراب میرزا | ||||
۱۷ | منوچهر میرزا | ||||
۱۸ | ایرج میرزا | ||||
۱۹ | طهماسب میرزا | ؟ / ۱۲۷۰ هجری قمری | صاحب منصب توپخانه شیراز | ||
۲۰ | دختر | همسر سعید بن سلطان بن احمد، امام مسقط و فرمانروای زنگبار[۲۱] | |||
۲۱ | دختر | همسر محمدعلی خان قشقایی[۲۲] | |||
۲۲ | دختر | همسر میرزا ابوالحسن فسائی[۲۳] | |||
۲۳ | قمرالسلطنه | همسر شکرالله خان نوری[۲۴] | |||
۲۴ | دختر | همسر ابوالحسن خان مشیرالملک[۲۵] | |||
۲۵ | فاطمه خانم | ابتدا همسر بهرام میرزا معزالدوله و سپس همسر شیرعلی خان دنبلی نواده احمدخان دنبلی[۲۶] |
فرمانفرما در شعر شاعران
[ویرایش]قصیده ای در ستایش حسینعلی میرزا فرمانفرما و برادرش حسنعلی میرزا شجاع السلطنه[۲۷]
دو خورشد جهانگیرند از یک آسان نابان | یکی در ملک فرمانده یکی بر چرخ فرمانران | |
یکی سلطانحسین آنکو ز قهرش بفسرد دریا | یکی دیگر حسن شه کز بلارک بشکرد ثعبان | |
مر آن کاموس پهلو را بدرّد روز کین پهلو | مر اینیک پور دستان را ببندد در وغا دستان | |
ز عدل آن نظر کن غرم را با شیر همپایه | ز داد این چکاوک را نگر با باز همدستان | |
ز جود آن بری گردید هر ویران ز ویرانی | ز بذل این عریگشتند خلق از جامهٔ خلقان | |
ببندد آن دو دست گیو را چون سنگ در هیجا | در آرد این سر نُه چرخ را چون گوی در چوگان | |
اشارتهای جود آن بشوید فضل را دفتر | قوانین عطای این بسوزد معن را دیوان | |
نهد بر عرشهٔ عرش آن ز رتبت پایهٔ کرسی | نهد بر سفت کیوان این ز عزت اختر کاوان | |
ز جود بیحساب آن روانی نیست پژمرده | ز عدل بیقیاس این نباشد خاطری پژمان | |
به ترک حکم آن ترک فلک دارد غم تاریک | خلاف امر این دهر ار کند مویی شود مویان | |
ابر ادلال عدل آن جهان را ایمنی شاهد | ابر اثبات جود این غنای مردمان برهان | |
بود از ایمن آن سائلان دهر را ایسر | بود از ایسر این ساکنان چرخ را ایمان | |
ز وقر حزم آن باشد به گیتی خاک را رامش | ز سیر عزم این آمد به دوران چرخ را دوران | |
بود بر خوان آن از ریزهخواران صد بهاز حاتم | بود برکاخ این از زلهجویان صد به از قاآن | |
ببرد آن قبای ایمنی بر قامتگیتی | بدوزد این لباس چرخ را از سوزن امکان | |
نهد آن از علو پایه پا بر تارک فرقد | کشد این بارهٔ اقبال را بر بارهٔکیوان | |
اگر آن امر فرماید نبارد ابر بر معدن | وگر این حکم بنماید نتابد قرص خور برکان | |
گشاد دست آن وانک ببندد در صدف گوهر | نهاد طبع این وینک بروید از زمین مرجان | |
ببرّد آن به هندی تیغ رومی جوشن قیصر | بدرد این به طوسی اصل چینی مغفر خاقان | |
همای عدل آن زاغ ستم را بسترد چنگل | نهنگ تیغ این شیر اجم را بشکرد دندان | |
شد از انعام دست آن خزاین خالی از گوهر | شد از جودی جود این سفاین ایمن از طوفان | |
مر آن را هست رخشی آب سیر و خاک آرامش | مر این را هست خنگی بادرفتار آتشینجولان | |
ابا تازینژاد آن نباشد وهم هم پویه | ابا ختلی نهاد این نگردد آسمان پویان | |
عطای دست آن ابری ولیکن ابر پرمایه | سخای طبع این بحری ولیکن بحر بیپایان | |
ز رشک همت آن ابر آذارست در آذر | ز حقد نعمت این بحر خزرانست در خذلان | |
مر آنیک از زمردگونه اژدر بشکرد افعی | مر این یک اژدها را صید سازد ز افعی پیچان | |
هم از پیکان تیر آن تن پرویز پرویزن | هم از چگال قهر این طغان چرخ پرریزان | |
به خاک آن کرد بنیانیّ و شد بنیان چرخ از هم | به طوس افکند از فتحی مر این بنیاد را بنیان | |
ز تف قهر آن خیزد به گردون شعلهٔ آتش | ز آب لطف این جوشد ز خارا چشمهٔ حیوان | |
به دربار حسن شه بهر مداحی شدم روزی | دو لعل دلکشش بودی بدین اندر سخن گویان | |
که من از فارس گردیدم ز اشفاق مهین داور | کمیت بخت را فارس سمند چرخ را تازان | |
اگر خودکوکبی بودم ز قربش ماهگردیدم | وگر بودم مه نو گشتم از وی بدر بینقصان | |
وگر هم بدر بودم مهر تابانی شدم اینک | وگر هم مهر بودم مهر بیکس شدم اینسان | |
اگر خاور خدا بودم خداوند جهانگشتم | وگر بودم خداوند جهانگشتم فلک سامان | |
اگر ببری بدم گشتم ز عونش ببر اژدرکش | اگر ابری بدمگشتم ز فیضش ابر در باران | |
غرض زینسان ستایشها بسی فرمود شاهنشه | که من زان اندکی دارم به یاد ازکثرت نسیان | |
حبیبا چون ز مدح آن دو دارا دم نشاید زد | ز دارای جهانشان مسألت کن عمر جاویدان | |
الا تا بر مرام آن بتابد مهر رخشنده | الا تا بر مراد این بگردد گنبد گردان | |
بگردد تا قیامت عزم آن بر ساحت گیتی | بتابد تا به محشر رای این بر تودهٔ گیهان |
پینوشتها
[ویرایش]- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۴.
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۴.
- ↑ نفیسی، تاریخ و اجتماعی و سیاسی ایران، ۳۴.
- ↑ Savory, “Safavid Persia”, 395.
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۴.
- ↑ اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، ج ۳، ص. ۱۶۲۲.
- ↑ نفیسی، تاریخ و اجتماعی و سیاسی ایران، ۳۹۳.
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۴.
- ↑ خاوری شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، ج۲، ص ۹۷۶–۹۷۷.
- ↑ ماجرای نقاشی شکسته حسنعلی میرزا در کاخ گلستان
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۵.
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۵.
- ↑ مجلۀ شعر، انجمنهای ادبی در دارالأدب ایران، ۲۸-۲۹.
- ↑ اعتضادالسلطنه، اکسیرالتواریخ، ۱۹۲.
- ↑ گروسی، تذکرۀ انجمن خاقان، ۶۶.
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۵-۶۶.
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۵-۶۷.
- ↑ خزایی، دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما، ۶۵-۶۷.
- ↑ خاوری شیرازی، تذکرۀ خاوری، ۱۰۸-۱۱۳.
- ↑ سفرنامه سدیدالسلطنه، ص۴۳.
- ↑ حسینی فسائی، فارسنامۀ ناصری، ج۱، ص ۷۴۶.
- ↑ حسینی فسائی، فارسنامۀ ناصری، ج۲، ص ۱۰۱۱.
- ↑ حسینی فسائی، فارسنامۀ ناصری، ج۱، ص ۷۴۲.
- ↑ حسینی فسائی، فارسنامۀ ناصری، ج۱، ص ۷۴۰.
- ↑ حسینی فسائی، فارسنامۀ ناصری، ج۱، ص ۷۵۵.
- ↑ شجرهنامه خاندان معزی توسط شاهزاده عبدالباقی معزی
- ↑ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۲ - در ستایش دو شاهزاده آزاده حسینعلی میرزای فرمانفرما و حسنعلی میرزا شجاع السلطنه گوید
منابع
[ویرایش]- اعتضادالسلطنه، علیقلیمیرزا (۱۳۷۰)، اکسیرالتواریخ، تهران: نشر ویسمن
- اعتمادالسلطنه، میرزا محمدحسن خان (۱۳۶۷)، تاریخ منتظم ناصری، تهران: دنیای کتاب
- حسینی فسائی، حسن (۱۳۸۲)، فارسنامۀ ناصری، تهران: امیرکبیر، شابک ۹۶۴-۰۰-۰۴۴۲-۱
- خاوری شیرازی، میرزا فضلالله (۱۳۸۰)، تاریخ ذوالقرنین، تهران: امیرکبیر
- خزایی، علیرضا (۱۴۰۱). «دربارۀ مفردات و رباعیّات حسینعلیمیرزا فرمانفرما». گزارشمیراث. دورۀ سوم، سال هفتم (۱۰۱): ۶۴-۶۹.
- گروسی، فاضلخان (۱۳۷۶)، تذکرۀ انجمن خاقان، تهران: نشر روزنه
- ناشناس (۱۳۸۸). «انجمنهای ادبی در دارالأدب ایران: مروری بر وضعیت مهمترین انجمنهای ادبی شیراز». مجلۀ شعر. زمستان (۶۸): ۲۸-۳۰.
- نفیسی، سعید (۱۳۸۳) [۱۳۳۵]. تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دورهٔ معاصر. تهران: اهورا. شابک ۹۶۴-۷۳۱۶-۱۵-۱.
- Savory, R. M. (1977). "Safavid Persia". In Holt, P. M.; Lambton, Ann K. S.; Lewis, Bernard (eds.). The Cambridge History of Islam. Vol. 1A: The Central Islamic Lands from Pre-Islamic Times to the First World War. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 394–429. ISBN 978-0-521-29135-4.